ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 18 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

مادرجون...

1390/7/2 16:52
نویسنده : ندا
298 بازدید
اشتراک گذاری

22 مهرماه 88 بود، بابات برای پاره ای از کارهاش رفته بود شمال، من خونه مامانی اینا بودم، تازه 3ماهی از ازدواج من و بابامحسن می گذشت، صبح داییم تلفن زد، خیلی وحشتناک بود، یکی از عزیزترین عزیزانم، مادربزرگ مهربونم، مشاورمون، هم زبونمون، کسیکه همیشه با حرفهاش آروم می شدیم، کسیکه همیشه با حضورش شاد می شدیم، کسیکه نقطه ی عطف فامیل بود، کسیکه ذره ذره وجودش آرامش بخش بود، کسیکه عاشقانه دوستش داشتم، در روز شهادت حضرت امام صادق(ع) از میان ما رفت و ما رو با غم دوریش تنها گذاشت...

مادرجونم، امیدوارم همونطور که همیشه آرزو می کردی، الان جایگاه خوبی داشته باشی و قرین مغفرت و رحمت خدای مهربان قرار بگیری، روحت شاد و یادت گرامی باد...

دلم خیلی برات تنگ شده...کاش بودی و ابوالفضل من و میدیدی...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (12)

بردیا
2 مهر 90 22:13
خدا رحمتشون کنه


رفتگان شما رو هم بیامرزه
مامان طاها
2 مهر 90 23:24
سلام ندا جان. سالگرد فوت مادربزرگتو تسلیت میگم. بزرگترا موهبتایی هستن که متاسفانه وقتی نیستن قدرشونو بهتر میدونیم. ایشااله روحشون شاد باشه


تشکر
نسیم
2 مهر 90 23:45
نداجون خدا مادربزرگت وبیامرزه اونا چراغ خونه همه ما هستند ایشالا خدا پدرپزرگ ومادربزرگ ابوالفضل جونو نگه داره



فدای تو
مامان پارسا جون
3 مهر 90 0:36
خدا رحمتشون کنه


تشکر
نگار
3 مهر 90 7:55
سلام دوستم
ابولفضلت حسابي براي خودش مردي شده ها؟؟

از بابت مادرجونت هم خيلي متاسفم ايشالله كه خدا رحمتشون كنه


سلام،ممنونم
مامان ارميا
3 مهر 90 9:29
اي واي. خدا بيامرزشون. مطمئنن جاشون خوبه.


ممنونم
مامی مائده
3 مهر 90 10:48
روحش شاد


متشکرم
غزلک*مامان فسقلی*
3 مهر 90 15:05
خدا رحمتشون کنه
از دست دادن عزیز خیلیییی سخته


ممنونم
نوه ی مادرجون گلم منا
3 مهر 90 16:06
ااي مهربان ترين فرشته كاش بودي مرا در آغوش مي گرفتي من به دستان گرم تو محتاجم .بدون حضور تو اي مادر درياي مواج پا بسته مردابم. در يك شب به ياد ماندني كه به جاي باران ستاره بر زمين مي بارد به خوابم بيا! كاش اتاق كوچكم پر از عطر خوش تو شود.
مادر کوثر
3 مهر 90 16:48
خدا بیامرزتشون


ممنونم
نازنین نرگس نفس مامان
3 مهر 90 18:21
سلام عزیزم سالگرد فوت مامان بزرگتون رو تسلیت میگم


سلامت باشین
مریم نوه ی مادر جون
5 مهر 90 12:19
خدا بیامرزه واقعا خیلی خانوم خوبی بود روحش شاد باشه و انشالله که با حضرت فاطمه محشور بشه... خیلی دلمون براش تنگ شده و ای کاش واقعا زنده بود و ابوالفضل جونو میدید، در حالیکه الان هم داره میبینتش و میدونم که واقعا خوشحاله مادر جون خیلی دوستت داشتیم و داریم و همیشه سعی میکنیم که به یادت باشیم...